تبليغاتX

صلی الله و علیک یا اباعبدالله الحسین

چرا در رویاهای من فقط تو پنهانی ؟!

چرا در گریه های تلخ نیمه شبم...با

هجوم لحظه های جداییت به ویرانی ام

میکشانی ؟! چرا ...؟

چقدر به خاطر تو ... به بیگناهی خودم

به دستهای تهی خودم از گرمی دستهایت

در سکوت و انزوا اشک بریزم ... تاوان گناهم را بگو

همین بس نیست ... تو را همواره کنار خودم حس میکنم

نباشی ... نیستی ... گم ات کرده ام ..

چه درد جانکاهی را به جانم ریختی

چه ذره ذره نابودم میکنی ... تاوان گناه ناکرده این است؟

اگر مرگم را میخواهی من هر لحظه میمیرم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 17:36  توسط یزدان  | 
امشب ...

دوباره چشم براهم گذاشتی !!!

سنگینی نگاهت را حتی از دوردست ترین نقطه

روی صورتم حس میکنم ...

یاورم نمیشود .... باورم نمیشود

زیستن بدون تو را ...

باور ندارم ... بخدا قسم  باور ندارم ...

از من به این آسانی بگذری و من ...

هنوز اضطراب تو را  ... در لحظه های تنهایی بدون من

با تمام توانم حس کنم کاری نتوانم بکنم ...

امروز در اوج ... در بالاترین مکان خیلی نزدیک به آسمان

نام تو را چنان صدا زدم که گمانم به گوش خدا هم رسید

ان بالا هم کنارم بودی و داشتم دنبالت میگشتم

درکجای این فضای لایتناهی به تو خواهم پیوست ؟!

من زیباترین عشق را در گوشه گوشه قلبم پنهان کرده ام ...

تنها یادگار تو برای من ...مثل یک کتابی است که بارها خوانده ام

هرگز پایانی برایش نمی یابم ... دوستت دارم ...

انتظار برایم مفهومی ندارد ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 17:25  توسط یزدان  | 
مثل باران وقتی بر من میباری ...

که... میخواهم لحظه ای از یادت غافل بمانم

با ترنم صدای باران ...

به هوای ابری و گرفته قلبم ...

قدم مینهی ...

دوباره ... و ... دوباره

عاشقتر از پیشم میکنی

خوب گوش بسپار ...

در گوشه ای ... در این سرزمین ...با صدای باران

صدای نم نم اشکهایم را میشنوی؟؟؟

در کنج خلوت دلم ... در سکوتی تلخ ... انتظاری کشنده

در انتظار لحظه های به دور از تو میبارند...

در دقایقی که به اندازه سالهابه امید بازگشتت

سپری میکنم ...

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 17:23  توسط یزدان  | 
دریغ از خود...

گریز از همه دل بستگیها ...

طاقت از دست دادن ...

بیقراریها ...

چرا ؟؟؟

چرا نفس مرا بریده ای ؟

نمیدانستی بی تو میمیرم

بعد از رفتنت در اتاق تاریک و سرد ...

تنها  خاطره غم انگیز

هنوز هم در خلوتم فقط طنین آهنگ خداحافظیت !!

نگفتی بی تو میمیرم ؟

من عاشقت هستم ... باور کن عشق من ... باور کن

صدای پای پاییز که می آید ...

پر پر میشوم ... سکوت نا هنجار اتاقم

به اندازه سکوت همهء دنیاست ...

تو نیستی ... تو نیستی ...

دارم از تو دور و دورتر میشوم ...

میدانی هنوز فقط عشق منی ؟؟؟

چرا از یاد برده ای چرا؟؟...

تو این پاییز سرد ... تو این سکوت ...

تو بودی تمام زندگانیم ... 

میدانی هنوزم دوستت دارم ..

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 17:21  توسط یزدان  | 
بی بهانه زیستن ...بهانه ایست

برای اندکی ...داشتن

از هوای نفس تو ...آرزویی که

درسینه دارم ... با تو بودن ... نبودت

به اوج جنونم میکشاند ...

مرا دریاب ...

خدایا کی ؟؟؟ آرامشم را

به  من بر میگردانی ؟

هنوز نفسی باقیست ...

لمس یادت ... محکوم به زنده ماندنم کرده ...

مرا دریاب ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 17:29  توسط یزدان  | 

برای دیوانگیهام بهانه ای جز کنار تو بودن ندارم

چقدر برای فکر کردن به تو نیاز به زمان داشتم

گذر ثانیه ها ... تمام شدنی نیست ...

عقربه ها یکنواخت می چرخند ... و من گیج و گنگ

هنوز به دنبال گمشده ام هستم ...

زمان با من لج میکند ؟ یا من با خودم

 مثل برگهای پاییز ...

به انتظار فرو افتادن از شاخه هستم ...

و اما تو ... تویی که ... بذر هزاران افسوس

هر لحظه در دلم میکاری ..

و من...

هنوز دوستت دارم  ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 17:14  توسط یزدان  | 
بگذار همهء ساعتها

نام تو را تکرار کنند

در تیک تیک این ساعت

چقدر...

برای با تو ماندن دلم

تنگ میشود ...

به اندازه یک قطره باران نه

به اندازه رگباری که تند به شیشه میکوبد

با هر قطره اش ...

آهنگی را مینوازد ...

و... پیام عشقت را به من میرساند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 17:12  توسط یزدان  | 
تو نمیتونی برام یه خاطره باشی

تو یک حقیقتی انکار ناپذیری

که عشق را ...

با تمام خاطره های رویایی

برایم تحقق میبخشی ...                                         

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 17:10  توسط یزدان  | 
بعثت خاتم الانبیا محمد مصطفی بر کلیه مسلمانان جهان اسلام مبارک باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 23:20  توسط یزدان  | 
ولادت مولود کعبه امیر المومنان علی (ع) بر کلیه شیعیان مبارک

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 15:18  توسط یزدان  | 
آيت‌الله علوي گرگاني:

اصلاح تا زماني‌ که در فيلم‌ها شاهد بد‌حجابي هستيم،‌ ممکن نيست

خبرگزاري فارس: استاد حوزه علميه قم تاکيد کرد: تا زماني‌که در نمايش‌ها، فيلم‌ها و‌ سمينارها شاهد مصاديق بي‌حجابي هستيم،‌ نمي‌توانيم انتظار اصلاح جامعه را داشته باشيم.




به گزارش خبرگزاري فارس از قم، آيت‌الله سيد محمدعلي علوي گرگاني ظهر امروز در ديدار جمعي از افسران قرارگاه خاتم‌الانبياي سپاه پاسداران استان قم به بررسي مسئله عفاف و حجاب در جامعه پرداخت و بر لزوم بر طرف کردن مقوله‌ بدحجابي تاکيد کرد.
وي با اشاره به رهنمودهاي مقام معظم رهبري و مراجع عظام تقليد در مورد مسئله عفاف و حجاب گفت: حجاب زمينه عفاف است و اين ملت با توجه به خسارت‌ها و زيان‌هاي بسياري که در طول سال‌هاي طولاني ديده‌ است، هرگز اجازه نمي‌دهد تا خارجي‌ها عفاف و حجاب او را از بين ببرند.
استاد حوزه علميه قم اظهار کرد: تا زماني‌که در نمايش‌ها، فيلم‌ها و‌ سمينارها شاهد مصاديق بي‌حجابي هستيم،‌ نمي‌توانيم انتظار اصلاح جامعه را داشته باشيم.
وي در ادامه سخنان خود بيان کرد: اگر جامعه پالايش شده باشد،‌ هر فردي که داراي مشکل باشد، به‌ راحتي قابل تشخيص بوده و جامعه به آن اعتراض مي‌کند.
علوي گرگاني تصريح کرد: تنها زماني مشکل بدحجابي و بي‌حجابي در جامعه بر طرف مي‌شود که خودمان نيز به آن عمل کنيم.
وي با بررسي راه‌هاي مقابله با بدحجابي در جامعه ابراز داشت: براي حل مشکل بدحجابي و رسيدن به حجاب مطلوب بايد از خانواده‌ها، نزديکان، ادارات و ارگان‌ها شروع کنيم.
انتهاي پيام/آ30

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 19:42  توسط یزدان  | 
تولد دخت پیغمبر بر تمام عموم به ویژه مادران خوب و مهربان و زنان جامعه اسلامی مبارک باد

ولادت دخت نبوت همسر ولایت مادر امامت فاطمه الزهرا بر همه ی مسلمین جهان مبارک باد


 


قيام براي نفس است که چادر عفت را از سر زن‌هاي عفيف مسلمانان برداشت و الان هم اين امر خلاف دين و قانون در مملکت جاري است و کسي بر عليه آن سخن نمي‌گويد. (سيماي زن در کلام امام خميني (ره) صفحه 43)



به نظر ما بحث‌هايي که در باب پوشش زن مي‌شود بحث‌هاي خوبي است منتهي بايد توجه کنيد که از هجوم تبليغاتي غرب متأثر نباشد، اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد مثلا بيائيم با خودمان فکر کنيم که حجاب داشته باشيم اما چادر نباشد، اين فکر غلطي است. (زن از ديدگاه مقام معظم رهبري صفحه 31)



از آنجا که سنگ بناي تربيتي مردان و زنان جامعه دامان پر مهر و عطوفت مادر است و با عنايت به اين موضوع که بيش از نيمي يا بيشتر افراد جامعه کنوني ما را زنان تشکيل مي‌دهند که نقش مهمي در بناي بنيادي جامعه دارند، ضرورت دارد اين قشر عظيم و نيرومند جامعه تحت تعليم صحيح احکام حقه الهيه قرار گيرند.



شايسته است زنان در امور اجتماعي که از روي ضرورت با آن مواجه مي‌شوند با حفظ حجاب فاطمي سعي نمايند خود متکفل امور مربوط به خويش شده تا روابط بين زن و مرد کنترل شود. به عنوان مثال اگر پزشکان زن عهده دار امور بانوان بيمار گردند و يا اساتيد زن به امر تدريس در مراکز علمي بپردازند، ديگر نيازي به اختلاط بين زن و مرد نخواهد بود و طبعا معصيتي هم رخ نخواهد داد.



از طرفي مشايخ بزرگوار ما از جمله شيخ مفيد (ره) در کتاب «احکام النساء» در اين رابطه مي‌فرمايند: زنان در خانه‌ها مستور بمانند و از منزل خارج نشوند مگر ضرورتي آن را اقتضاء کند. (احکام النساء، جلد يک، صفحه 55)



علاوه بر اين حين خروج از منزل، نبايد آرايش کنند و نبايد زيبايي‌هاي خود را نيز در معرض ديد نامحرم قرار دهند، چنانچه خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايند: "و قرن في بيوتکن و لا تبرجن" سوره احزاب، آيه 32  ترجمه: در خانه‌هاي خود بمانيد و آرايش و زيبايي‌هاي خود را براي نامحرمان ظاهر نکنيد.



بنابراين چنانچه اضطرار شما را به خارج از خانه کشاند نبايد "متبرجات" باشيد. با چنين وصفي اگر زنان بخواهند براي انجام امور ضروري از منزل خارج و احيانا با نامحرم روبرو شوند، خداي متعال حجاب را براي آنان در چند جاي قرآن تشريع مي‌کند. يکي از آن موارد، آيه‌ي 31 سوره نور است که حدود و نحوه حجاب و پوشش زن و عدم اظهار زينت‌هايش را بيان کرده است و ديگري آيه‌ي 59 سوره احزاب تحت عنوان "آيه جلباب" است.



بر آن شديم تا در اين مقاله ادله‌اي مختصر از چادر از زبان آيات، روايات و فتاوي جمع آوري کنيم.



حجاب در قرآن



"يا أيها النبي قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلک أدني أن يعرفن فلا يؤذين و کان الله غفورا رحيما" سوره احزاب، آيه 59  ترجمه: اي پيامبر به زوجه‌هاي خود و دختران خود و زن‌هاي مؤمنين بگو خود را به چادرهاي خويش بپوشانند، اين نزديک تر است که آنها را به ستر و عفاف بشناسند پس فساق و اراذل، متعرض آنها نشوند و اذيت به آنها نکنند و خداوند آمرزنده و مهربان است.



آيه‌ي ذکر شده يکي از آياتي است که دلالت بر وجوب حجاب و پوشش زن دارد. بنابر اقوال مفسرين و برخي از فقهاء عظام، لفظ "جلباب" در اين آيه همان "چادر" در فارسي و "عبا" در عربي است. در اينجا بد نيست اشاره‌اي به اقوال مفسرين و اهل لغت پيرامون لفظ "جلباب" داشته باشيم.
صحاح: جلباب، عبارت است از چادر.
نهايه: جلباب، عبارت است از چادر و عبا.
لسان العرب: جلباب، جامه‌اي است از چارقد وسيع تر از عبا و بلندتر.
صاحب تفسير اطيب البيان: جلابيب جمع جلباب و آن چادر و خمار و روبند است.
صاحب تفسير الميزان: جلابيب جمع جلباب است و آن ثوب و پوششي است سراسري که جميع بدن را مي‌پوشاند و يا خمار است که از روي سر شروع شده ]همه بدن از جمله[ سر و چهره زن را مي‌پوشاند.



بنابراين چنانچه ملاحظه مي‌‌کنيم از نظر علم تفسير و آراء مفسرين، معني جلباب در آيه شريف "... يدنين عليهن من جلابيبهن..." پوشش سراسري است که از آن به چادر، عبا، رداء و کساء تعبير آورده مي‌شود. لذا جلباب يک پوشش سراسري است که از روي سر شروع شده و تا قدمگاه زن را مي‌پوشاند پس جلباب مانتو نيست.



بد نيست اشاره‌اي به کلام آيت‌الله العظمي سيد عبدالله شيرازي در کتاب "الرسالة الرجبية في حکم النظر إلي النساء الأجنبية" داشته باشيم. ايشان مي‌فرمايند: «... قبلا در نجف اشرف با مساعدت طلاب و فضلاي لبنان در مورد زنان لبناني که به زيارت مرقد مطهر حضرت علي (ع) مي‌آمدند در اين صدد بر آمديم تا اين مطلب ]پوشش زنان[ را اجرا کنيم چه آنکه آنها قبل از اين تجدد شومي که بر لبنان وارد گرديد؛ عبا و رداء داشتند ولي اخيرا به همان لباس متصل به بدن اکتفاء مي‌کنند و اين از آثار شوم آزادي بي‌بند و بار زنان است و از وقتي شروع شد که لبنان محل تاخت و تاز افراد مسرف و از خدا بي خبر و آلوده قرار گرفت. بنابراين درست نيست آنچه که اخيرا به زبان‌ها آمده و نزد بعضي از زن‌ها معمول شده و به عنوان "حجاب اسلامي" خوانده مي‌شود که تنها به لباسي که ظاهر بدن را مي‌پوشاند بي آنکه برجستگي‌هاي بدن را بپوشاند، اکتفاء کنند و براي خود استدلال مي‌کنند که اين نوع پوشش حجاب اسلامي است.



نمي‌دانم اگر اين طرز پوشيدن لباس حجاب اسلامي باشد آيا سابقا تا حال زنان با عفت که حجاب داشتند، حجاب اسلامي نبود يا همه زن‌ها قبلا زيادتر از حد واجب حجاب اسلامي خود را مي‌پوشاندند؟ نه چنين است، اين مطالب تازه از دروازه‌هاي غرب وارد شرق شده و اين غذاي مسموم از غرب است که به خورد امت اسلامي زير ماسک دين مي‌دهند. خداوند همه‌ي را از شر اشرار و لغزش‌ها حفظ کند.»



در اينجا به برخي از آراء مفسرين پيرامون آيه‌ي شريفه اشاره مي‌کنيم:
صاحب تفسير اطيب البيان مي‌فرمايد: "يدنين عليهن من جلابيبهن" جلابيب: جمع جلباب است و چادر و خمار و روبند است و به سر و صورت بيندازند. "يدنين" که مستورات باشند و مکشوفات نباشند مثل نصاري و کفار. نمي‌دانم آيا امروزه اين آيه‌ي شريفه را نمي‌دانند يا اعتناء به آن نمي‌کنند؟!



صاحب تفسير منهج الصادقين مي‌فرمايد: "يدنين" يعني نزديک گردانند و فرو گذارند "عليهن" بر رو و پهلوهاي خود "من جلابيبهن" چادرهاي خود را يعني وجوه (چهره‌ها) و ابدان (بدن‌ها) را بدان بپوشانند.



صاحب تفسير اثني عشري مي‌فرمايد: "يدنين عليهن من جلابيبهن" يعني نزديک بياورند و فروگذارند بر رو و پهلوهاي خود چادرهاي خود را، يعني صورت و ابدان را بپوشانند.



حجاب در روايات



حجاب حضرت فاطمه زهرا (س)
کيفيت و پوشش حجاب حضرت فاطمه زهرا (س) هنگامي که مي‌خواستند به مسجد بروند براي محاجه با أبوبکر درباره غصب فدک و ميراث و خلافت و غير آن اين‌گونه بود: هنگامي‌ که أبوبکر و عمربن خطاب اتفاق کردند بر منع حضرت فاطمه (س) از فدک و اين خبر به آن حضرت رسيد، مقنعه‌شان را بر سر پيچيدند و خود را در ميان عبا قرار دادند و اطراف خود، از سر و صورت و ساير بدنشان را تا پاهايشان به آن پوشانيدند و رو کردند به جانب مسجد در ميان ياران و خدمتگزاران و زنان قوم خود، و بقدري لباس‌هايشان بلند بود که هنگام راه رفتن پايشان را به دامن آن مي‌نهادند و مانند رسول خدا راه مي‌رفتند تا وارد شدند در مسجد بر أبوبکر که در ميان گروهي از مهاجرين و انصار و غيره بود. بعد پرده‌اي در مقابل آن حضرت کشيده شد و نشستند. سپس ناله‌اي بر کشيدند که جمعيت به گريه و ضجه درآمد، سپس حضرت کمي آرام شد تا از شيون مردم کاسته شد، پس شروع به سخنراني نمودند با حمد و ثناي خداوند و درود بر پيامبر، باز جمعيت گريه کردند، پس از آنکه آرام شد، به سخن خود تا آخر آن خطبه‌ي معروفه و احتجاجاتشان با أبوبکر و سايرين ادامه دادند...



حجاب حضرت زينب (س)
يحيي مازني گفت: مدت زيادي در مدينه در همسايگي خانه حضرت أميرالمؤمنين بودم. نزديک خانه‌اي که زينب دختر حضرت علي در آن س ت داشت. به خدا قسم نه شخص زينب را ديدم و نه صداي او را شنيدم. هرگاه مي‌خواست براي زيارت جدش رسول الله از خانه خارج شود شبانه مي‌رفت و حضرت امام حسن از طرف راستش و امام حسين از طرف چپ او و حضرت أميرالمؤمنين پيشاپيش او حرکت مي‌کردند. وقتي نزديک قبر شريف مي‌رسيدند أميرالمؤمنين جلوتر مي‌رفتند و قنديل‌ها را خاموش مي‌کردند. يک بار امام حسن دليل اين کار را سوال کردند، حضرت فرمودند: مي‌ترسم کسي به خواهرت زينب نگاه کند.  منبع: فاطمة الزهرا، بهجة قلب المصطفي / صفحه 642



نزديک ترين حالت زن به خدا
رسول اکرم از اصحابشان سوال فرمودند: زن چيست؟ جواب دادند: عورت است. حضرت فرمودند: چه وقت به خدا نزديک تر است؟ پس ندانستند. چون حضرت فاطمه اين مطلب را شنيدند، فرمودند: نزديک ترين حالت زن به پروردگارش زماني است که ملازم قعر خانه‌اش باشد. آن گاه پيامبر فرمودند: فاطمه پاره تن من است.  منبع: فاطمة الزهرا، بهجة قلب المصطفي / حديث 24، صفحه 273



فتاوي و اقوال فقهاء



سوال: آيا مانتو و غيره جايگزين چادر مي‌شود؟
آيت الله العظمي سيد عبدالله شيرازي و صاحب جواهر: ...تنها پوشيدن ظاهر بدن و مو و غيره کافي نيست بلکه بر زن "جلباب" يعني عبا يا چادر واجب است. صاحب جواهر تصريح به لزوم آن ]چادر[ کرده است.



سوال: آيا پوشيدن مانتو با مقنعه کفايت از چادر است؟
پاسخ آيت الله العظمي شيخ لطف‌ الله صافي گلپايگاني: مناسب است خانم‌ها جهت پوشش از چادر استفاده کنند.



سوال: عده‌اي همراه با تبليغات فرهنگي دشمن در روزنامه‌ها و سخنراني‌هايشان مي‌گويند چادر مشکي براي بانوان مکروه است و بايد پوشش جديد مانند مانتو و کت و دامن با رنگ‌هاي متنوع جايگزين چادر مشکي شود، آيا چنين حرفي و اقدامي صحيح است؟ خواهشمندم نظر شريفتان را مرقوم نماييد.



پاسخ آيت الله العظمي شيخ لطف‌ الله صافي گلپايگاني: نظر مذکور صحيح نيست و مفاسد بسيار دارد. متأسفانه در اين زمان اصرار بر آشکار شدن مفاتن زن و خروج او از ستر و عفاف که حافظ شخصيت و ارزش اوست، مع الأسف مي‌خواهند اين امر را اسلامي جلوه دهند در حالي که اسلامي نيست.



پاسخ آيت الله العظمي سيد علي سيستاني: سزاوار نيست زن‌هاي مؤمن بدون چادر خارج شوند.



پاسخ آيت الله العظمي سيد علي خامنه‌اي: بهترين حجاب پوشش چادر است و چادر سياه هم بي‌اشکال است و کراهتي ندارد.



پاسخ آيت الله العظمي شيخ فاضل لنکراني: چادر مشکي بهترين نوع حجاب است و پوشيدن لباس‌هايي که جلب توجه کند حرام است.



پاسخ آيت الله العظمي شيخ محمدتقي بهجت: اين اقدام باطل است.



سوال: زني که مي‌خواهد به تحصيل خود ادامه دهد که بعدها شغلي حلال انتخاب کند ولي فعلا ادامه تحصيل ملازم با اين است که با نامحرم روبرو شود، مثلا نزد مرد درس بخواند و يا اينکه با مردها در يک کلاس باشد، چنين تحصيلي جايز است يا خير؟
پاسخ امام خميني: ادامه تحصيل در رشته‌هاي حلال اشکالي ندارد ليکن تستر پوشش داشتن از اجانب و خودداري از اختلاط با آنان لازم است و اگر ادامه تحصيل مستلزم اختلاط با اجانب باشد و مفاسد ديني و اخلاقي در بر داشته باشد، ترک کند.



لفظ بهتر، بهترين، سزاوار يا مناسب در کلام مراجع تقليد
اما لفظ بهترين يا سزاوار يا مناسب و غيره در کلام مراجع تقليد بزرگوار ما، بيانگر اين نيست که زن با توجه به امکان استفاده از چادرهاي مشکي مي‌تواند باز هم به سراغ پوشش‌هايي چون مانتو و غيره برود. چنانچه مشاهده مي‌شود، در پاسخ به اين پرسش که آيا پوشش‌هاي جديدي چون مانتو و غيره مي‌تواند جايگزين چادر مشکي شود؟ آيت الله العظمي بهجت فرمودند: اين اقدام باطل است و آيت الله العظمي صافي گلپايگاني فرمودند: نظر مذکور صحيح نيست و مفاسد بسيار دارد.



بنابراين از لفظ بهترين و غيره در کلام مراجع تقليد بزرگوارمان در بيان کيفيت پوشش زنان چنين بر مي‌آيد که از بين پوشش‌هايي که با توجه به خصوصيات ذکر شده براي حجاب زنان در آيات، روايات و فتاوي ديده مي‌شود و زن مي‌تواند استفاده کند (مثل چادر، رداء، عبا، کساء، ملحفه و ...) بهترين حجاب چادر است چنانچه جلباب نيز همين معنا را دارد. به همين جهت چادر را به عنوان بهترين پوشش معرفي نموده‌اند لذا آيت الله العظمي صافي گلپايگاني فرمودند: چادر بهترين پوشش براي بانوان است چون تمامي مفاتن بدن را مي‌پوشاند. و نيز آيت الله العظمي ميرزا جواد تبريزي فرمودند: پوشاندن بدن بر زن واجب و بهترين نوع پوشش واجب همان چادر مشکي است که زن‌هاي مؤمنه خود را با آن مي‌پوشانند.



سخن پاياني
در پايان بد نيست نگاهي به بخشي از اقرارات جاسوس انگليسي در کشورهاي اسلامي «مستر همفر» بياندازيم. وي که سال‌هاي زيادي از طرف انگليس براي براي محو اسلام در کشورهاي مسلمان جاسوسي کرده است، مي‌گويد: بايد زنان مسلمان را فريب داد و از زير چادر بيرون کشيد، با اين بيان که حجاب يک عادت است از خلفاي بني عباس و يک برنامه اسلامي نيست و لذا مردم، زنان پيامبر را مي‌ديدند و زنان صدر اسلام در هر کاري با مردان شرکت مي‌کردند.



«مستر همفر» مي‌افزايد: پس از آن که زنان را از چادر و عبا بيرون آورديم، بايد جوانان را تحريک کنيم که دنبال آنان بيفتند تا در ميان مسلمانان فساد رواج يابد و براي پيشبرد اين نقشه لازم است اول زنان غيرمسلمان را از حجاب بيرون آوريم تا زنان مسلمان از آنان ياد بگيرند.

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم عجل الولیک الفرج

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 19:40  توسط یزدان  | 

ميلاد زهراي اطهر (سلام الله عليها)مبارک باد.

ميلاد پر خير و برکت بزرگ بانوي اسلام حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) بر تمامي مسلمين علي الخصوص بر شما زنان مسلمان تهنيت باد.


حضرت زهراي مرضيه (سلام الله عليها) دخت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و همسر اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب (عليه السلام) و مادران ائمه معصومين (عليهم السلام) و الگوي بي نظير براي زن مسلمان مي باشند.


مايه افتخار يک زن مسلمان اين است که در اطاعت و بندگي، عفت و پاکدامني، همسرداري، تربيت فرزندان، احترام به والدين، زندگي اجتماعي و سياسي خويش سيره آن حضرت را در پيش گيرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 19:33  توسط یزدان  | 

از تو مي آموزيم


اي زهراي زندگي!


اي اسوه عفاف!


از تو مي آموزيم: حيا و حجاب را در جامعه، متانت و ادب را در گفتار، سادگي و دوري از تجملات را در زندگي، تن پوش قناعت را در معاش، حسين پروري و زينب آفريني را در تربيت!


اي زهراي نجابت!


از تو درس مي گيريم:


تعالي روح و جان را در سايه عبادت، شکوه زندگي را در صفا و صداقت، حمايت از رهبري را در سياست، و استقامت و نستوهي را در دفاع از امامت.


از تو مي آموزيم:


سر نهادن بر سجاده عبوديت را، دست نياز گشودن به آستان خداي بي نياز را، زمزمه و راز و نياز و نماز را، شيريني کام جان با تلاوت قرآن را، يتيم نوازي و احسان و دستگيري از بينوا را، تلاش روزانه و نجواي شبانه را، دين شناسي ، معرفت آموزي و پارسايي را.


چگونه بودن و چگونه زيستن را!


اي بتول بيداري و بزرگواري!


سخنانت در زيبايي و عمق به وحي مي ماند، رفتارت آينه خلق و خوي محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله و سلم) ، قلب مهربانت، پناهگاه حسن و حسين و تکيه گاه شير خدا بود.


وجودت ، يادآور محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) بود. سجودت، فرشتگان و قدسيان را به تسبيح و تقديس وامي داشت. رضايت ، رضاي خدا و رسول الله(صلي الله عليه و آله و سلم) و خشم و غضبت ، خشم پروردگار!


داناي رازها بودي و عالمه غير معلمه!


اي چشمه سار حکمت، درياي بيکران خصال نيکوي تو از «دانش» و «وفا» و «حيا»موج مي زند!


در چهره ات حياي محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) نهفته است، در گفته ات، کلام پدر هست جلوهگر، اي مادر پدر!


اي فاطمه...


عشق را هم ز تو بايد آموخت ، و مناجات و عبوديت را، وصميميت را و خدار را هم بايد از کلام تو شناخت .


خانه از نام تو عرفان دارد و ... شب از ياد تو عطرآگين است.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 13:25  توسط یزدان  | 

هجران تو...

آيا مي داني در فراق تو مي سازم و مي سوزم


 آيا مي داني بي تو عالم برايم پوچ و بي معني است


 آيا مي داني که قصه هايم بي تو بي معني است


 


آيا مي داني که چراغ قلبم در فراق تو خاموش است


 آيا مي داني که رشته افکارم در فراق تو از هم گسسته است


 آيا مي داني که بي تو جسمي بي روحم ، دلم مي گيرد


 آيا مي داني چرا دلم مي گيرد


                                              چون فقط تو را مي طلبم


 وقتي تو نيستي دلم مي گيرد


                                               چون فقط با تو زنده ام


 


 پس بايد اين حق را داشته باشم که داراي دلي پژمرده باشم


 


 چون


           نيازم نيست


                          روحم نيست


                                    خواسته ام نيست                                   


                                                       بهترينم نيست


 


پس در هجران تو همچون شمعي مي سوزم


  


باز هم دلم مي گيرد


 


 تا لحظه اي که تو در کنارم  باشي  و وجودت را حس کنم ......

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 16:17  توسط یزدان  | 


برسد به دست او که حتما مي خواند . . .


پروردگارا . . .


همچون هميشه‌ لحظات تلخي تنهايي ام را با شيريني ياد تو بر وفق مراد مي سازم.


تويي که توانم دادي که از بودنم بهترين بهره را ببرم و به من آموختي که مشکلات را به جان خود بخرم ولي آيا اين من در اين زندان بزرگ خويشتن توانسته است بهترين بهره بودن را از آن خود سازد و در نبرد مشکلات به آسودگي تن نبازد و همواره به عشق ابدي تو نازد؟ سخت است . . . سخت


بار الها دنيا آلوده است و ديگر دوست داشتن و محبت در جاي خود معنا نمي شوند. معبود من! خطا کارم ولي در عوض دريايي از التماس و تضرع قلبم را تسکين مي دهد.


خدايا ! با تو بودن پاک بودن است مرا با خود همراه ساز و دمي از يادت دور نساز .


خدايا ! بخشنده اي و کريم مهرباني و رحيم و من! بنده روسيه ات که همواره بر درت مي کوبم تا از بند ماديات رهايم سازي و به اصل خود برساني. 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 19:8  توسط یزدان  | 
امشب گريه ميکنم ...

گريه ميکنم برا تو

براي خودم

براي تموم اونايي که خواستن گريه کنن نتونستن ...

برا ي تمام اون چيزي که خواستي ونبودم

خواستم و بودي ...

امشب گريه ميکنم

به وسعت دريا ...

به وسعت بيشه ...

به وسعت دل عاشق ...

براي تو ... براي تو ...


و به پاس احترام تمام تحقيرهايي که از ديگران شنيدم وهنوز شکست نخوردم ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 19:3  توسط یزدان  | 

اربعين حسين آمد .. آجرک الله يا صاحب الزمان

کاروان حرم عشق پس از چهل غروب به غافله سالاري قهرمان کربلا به سوي عاشقان بر ميگردد.

 

امان از دل زينب دوست داري درد دل زينب و بخوني پس بخون درد دل خواهري كه بعد يه اربعين از اون دشت رد ميشه و اينو ميگه گفت دادش من زينب سرگشته ام از شهر غم برگشته ام دنبال يك گمگشته ام كه نور عينه با قلب پر آه آمدم با درد جان كاه آمدم زيارت شاه آمدم  شاهم حسينه از وقتي كه بوسيدمش يك اربعين گذشته من كه چشام نمي بينه قبرش كجاي دشته

فرا رسيدن اربعين امام حسين عليه السلام را به عموم شيعيان تسليت گفته و همگام با غمخوار عالميان نواي غم سر مي دهيم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 14:28  توسط یزدان  | 

تربيت جوان از ديدگاه معصومان عليهم السلام

ابزارهاى مهم تربيت دينى و معنوی 
الف- زمينه درونى جوانان: جوانان سرزمينهاى آماده و حاصلخيز براى افشاندن بذر ايمان ومعنويتشمرده مىشوند و بيش از ديگران زمينه پذيرش ايمان ومعنويت دارند. رسول خدا(ص) فرموده است: «شما را به نيكى درباره جوانان سفارش مىكنم. به درستى كه قلوب آنان نرمتر ومهربانتر است. (براى پذيرش فضيلتها آمادهتر است) (وقتى)خداوند مرا، بشارت دهنده و انذاركننده; بر انگيخت، جوانان بامن پيمان بستند و پيران به مخالفتبرخاستند...» (1) اسماعيل بن فضل هاشمى مىگويد: به امام باقر(ع) گفتم: مرا ازسبب تفاوت يعقوب و يوسف آگاه ساز. هنگامى كه فرزندان يعقوب(ع)به او گفتند: اى پدر! بر تقصيراتمان آمرزش طلب كه ما دربارهيوسف گناه كرديم.

يعقوب(ع) فرمود: بزودى از درگاه خدا براىشما آمرزش مى طلبم; (2)
ولى هنگامى كه به يوسف(ع) گفتند: خداوندشما را بر ما مقدم داشت و ما خطا كرديم; يوسف(ع) فرمود: امروزشرمنده نباشيد، من عفو كردم، خداوند گناه شما را ببخشد كه اومهربانترين مهربانان است. (3)
امام(ع)فرمود: (علت اينكه يوسفبىدرنگ بخشيد، آن است كه) قلب جوان نرمتر و مهربانتر ازكهنسال است. درطول تاريخ اسلام بسيارى از جوانان به مقاماتبالاى معنويت دستيافتند. (4)
ب- قرآن
قرآن كتاب هدايت است و هر انسان با سوادى، به فراخور ظرفيتخود، از آن بهره مىگيرد. جوان، به خاطر ويژگيهاى خاص خود،بيشتر به انس با قرآن نياز دارد تا در پرتو آن براى طى مسيرپرپيچ و خم زندگى ره توشهاى مطمئن فراهم آورد. امام صادق(ع)فرمود: كسى كه قرآن تلاوت مىكند، اگر جوان مومن باشد، قرآن باگوشت و خونش آميخته مىشود. (6)
ج- عبادت
عبادت و پرستش لازمه بندگى است. عبادت اوج ارتباط بنده و معبوداست. عبادت منبعى مطمئن براى آرامش است. جوانى دوره حساس وپرمخاطره زندگى است. اضطرابها، نگرانيها، ناكاميها و... همهدر پرتو عبادت و بندگى از زندگى پرتلاطم جوان رختبر مىبندد وزندگىاش از اطمينان و اميد سرشار مىشود. پيامبر اكرم(ص)فرمود: «خداوند به سبب جوان عبادت كننده بر فرشتگان مباهاتمىكند و مىفرمايد: بندهام را بنگريد كه چگونه به خاطر من ازخواهش نفسانىاش گذشت.» (7) آن حضرت همچنين فرمود: «در روزى كهسايهاى جز سايه الهى نيست، هفت دسته در سايه عرش الهى قراردارند: امام عادل، جوانى كه در عبادت خداوند رشد كرده باشدو...» (8) د- شناخت دين
آگاهى جوان از دين در تربيت او نقشى مهم دارد. بر جوان مسلمانضرورى است كه با علوم دينى و مسايل آن آشنا باشد و احكام الهىرا بداند. امام باقر(ع) فرموده است: «اگر جوان شيعهاى را نزدمن آورند كه تفقه در دين نمىكند، او را با مجازاتى دردناككيفر خواهم داد.» (9) شناخت دين و احكام آن تا آنجا اهميت داردكه در روايات مرحلهاى از مراحل تربيتشمرده شده است. امامصادق(ع) فرمود: «فرزند آدم هفتسال اول بارى مىكند، هفتسالدوم نوشتن فرا مىگيرد و هفتسال سوم مسايل حلال و حراممىآموزده- توبه
جوان در معرض لغزشها و خطاهاست و دامهاى شيطان براى فريب اومهياتر است. بدين سبب به ارتباط با خداوند و حضور در مجالسدعا، انابه و استغفار بيشتر نياز دارد. جوان با آب زلال توبهروح و جان غبار گرفتهاش را شتسشو مىدهد و خود را براى پيمودنسريعتر مسير تكامل آماده مىسازد. فراهم كردن زمينه توبه وتوجه دادن جوان به اين عنصر سازنده بخشى از تربيت دينى ومعنوى اوست. رسول اكرم(ص)مىفرمايدخداوند (ص)وان توبه كننده را دوست دارد.» (11) آن حضرت همچنينفرمود: «هيچ كس نزد خداوند از جوان توبه كننده محبوبتر نيست;و هيچ كس نزد خداوند ازكهنسالى كه بر گناهانش باقى است،مبغوضتر نيست.» (12) شيوههاى تربيت جوان
1-
روش درك واقعيات جوانى
بى ترديد جوانى از حساسترين و پرمخاطره ترين دوران زندگى است.جوان با همه تواناييها، به خاطر حساسيت مقطع سنى، مشكلات،كمبودها و واقعيات انكار ناپذير دارد. عدم درك جوان و بىتوجهى به واقعيات طبيعىاش چه بسا، به جاى تربيت، سبب گمراهىجوان مىشود. بدين جهت، بايد متوليان امر تربيت جوان راموردتوجه قرار دهند; واقعياتى كه اشاره به برخى از آنها سودمندمىنمايد:
الف) شديد بودن غريزه جنسى
شديد بودن غريزه جنسى از واقعياتانكار ناپذير دوره جوانى است. اين غريزه در جوان طوفانى است.بويژه امروزه كه جوانان اولين هدف تهاجم فرهنگىاند و زمينههاىتحريك غريزه جنسى در آنان بيشتر مهيا است.
ب) محدوديت آگاهى و تجارب
جوان به تدريجبه اطلاعات و آگاهيهادست مىيابد و اندوختههاى ناقص خود را تكميل مىكند. توجهوالدين و مربيان به محدوديت معلومات مفيد و تجارب عملى جوانسطح توقعات آنان را كاهش مىدهد و معتدل مىسازد. على(ع) مىفرمايد: «نادانى جوان معذور و علم و آگاهىاش محدوداست.» (13) بدين سبب انديشه و نظر سنجيده كهنسالان از نيروى جوان برتراست. على(ع) فرموده است: «نظر سالخورده از نيرومندى جوان نزدمن محبوبتر است.» (14) ج) تكامل تدريجى عقل
جوان در مسير تكامل عقلى است و انديشهاش به تدريج تكاملمىيابد. على(ع) مىفرمايد: «انسان تا 28 سالگى درحال تكاملعقلى استآن حضرت همچنين مىفرمايد: «عقل جوان در 35 سالگىبه نهايت كمال خود مىرسد و آنچه پس از آن به دست مىآورد،تجربه است.» (16) بدين سبب بايد در حد معقول از جوان انتظار داشتو اين ويژگى را در رفتار و موضعگيريهايش مورد توجه قرار داد.اين وضعيت، بويژه تا سن 18 سالگى، بيشتر آشكار است. على(ع)مىفرمايد: «پيوسته عقل و حماقتبا يكديگر در تعارضند تااينكه شخص به 18 سالگى مىرسد. در اين هنگام، يكى بر ديگرىپيروز مىشود.» (17) د) جنون جوانى
جنون جوانى يكى از بيماريهاى روانى است كه هنگام بلوغ در برخىاز جوانان آشكار مىشود. رسول گرامى اسلام مىفرمايد: «جوانىشعبهاى از ديوانگى است.» (18) مستى جوانى حالت ديگرى است كه دراين مقطع سنى پديد مىآيد. على(ع) انواع مستى را چهار نوع(مستى جوانى، مستى ثروت، مستى خواب و مستى رياست (19) شمرده،مىفرمايد: «شايسته است انسان عاقل خويشتن را از مستى ثروت ومستى قدرت و مستى علم و مستى تمجيد و چاپلوسى مستى جوانى دورنگاه دارد; زيرا هريك از اين مستىها بادهاى مسموم و پليدىدارد كه عقل را مىربايد و آدمى را سبك مىسازد.» (20) ه ) نوگرايى و شيك پوشى
نوگرايى و نوجويى از ويژگيهاى جوان است. جوان دوست دارد خودرا نشان دهد و مورد توجه ديگران واقع شود. والدين بايد اينواقعيت را بپذيرند، در حد امكان به خواستههاى معقول جوان پاسخمثبت دهند و از سختگيرى و نه گفتنهاى غير ضرورى، كه به كدورتجوان مىانجامد، بپرهيزند. على(ع) همراه قنبر به بازار رفت واز فروشندهاى پرسيد: آيا دو لباس به قيمت پنج درهم داريد؟مرد پاسخ داد: آرى، اى اميرمومنان. با اين پاسخ حضرت دريافتكه فروشنده وى را شناخته است.
پس آنجا را ترك گفت، نزد ديگرى رفت و همين پرسش را تكراركرد.فروشنده دوم جواب داد: آرى، دولباس دارم; يكى بهتر است وسه درهم مىارزد و ديگرى دو درهم. حضرت آنها را خريد و لباس سهدرهمى را به قنبر داد. قنبر گفت: شما به آن سزاوارتريد:شمابالاى منبر مىرويد و خطبه مىخوانيد.
حضرت فرمود: «انتشاب و لك شره الشباب ...; تو جوانى و ميلجوانى دارى. من از پروردگارم شرم دارم و خود را بر تو ترجيحدهم.» (21) طبق اين روايت على(ع) به خاطر جوانى قنبر و ميل جوانبه نوپوشى (به اصطلاح امروز «شيك پوشى») لباس بهتر و گرانتررا به او داد.
ى ) روش احترام و مسووليت دادن به جوان
احترام به شخصيت جوان و مسووليت دادن به او از شيوههاى مهمتربيتى شمرده مىشود. جوان، با همه مشكلات و واقعيات دورهجوانى، براى ايفاى نقش و انجام مسووليتهاى مختلف توانايىبسيار دارد. عدم اعتماد به جوان و بىتوجهى به تواناييهاى اومانع شكوفايى استعدادهاست و در نتيجه به عدم رشد مطلوب جوانمىانجامد.
سيره گرانسنگ رسول گرامى(ص) در مسير دشوار تربيت، بهترينسرمشق شمرده مىشود. آن بزرگوار به جوانان اعتماد مىكرد وكارهايى بس مهم بدانان مىسپرد.
در اين بخش به نمونههايى ازاين روش پيامبر(ص) اشاره مىشود.
الف- عتاب بن اسيد و ولايت مكه
رسول اكرم عتاب بن اسيد را كهبيست و يك سال داشت، والى مكه ساخت. و امر فرمود با مردم نمازبگزارد. عتاب بن اسيد اولين امرى بود كه پس از فتح مكه در مكهنماز جماعت اقامه كرد. (22)
ب - مصعب بن عمير و تعليم قرآن در مدينه
اسعد بن زراره وزكوان بن عبد قيس از قبيله خزرج در مكه خدمت رسول اكرم(ص)رسيدند و پس از پذيزش اسلام، از حضرت خواستند كسى را با آنهابه مدينه بفرستد تا به مردم قرآن بياموزد و آنان را به آئيناسلام دعوت كند. پيغمبر اكرم(ص) به مصعب بن عمير، كه جوانىنورس مىنمود و بيشتر قرآن را فراگرفته بود، امر فرمود همراهآنان به سوى مدينه حركت كند. مصعب به مدينه رفت و ماموريتشرا بخوبى انجام داد. او اولين كسى بود كه در مدينه نماز جمعهو جماعتبر گزار كرد. اسيد بن خضير و سعد بن معاذ به وسيله اومسلمان شدند. او در جنگ بدر در ركاب پيغمبر اكرم(ص) بود. درجنگ احد پرچم مخصوص پيامبر را در دست داشت و در همان جنگ بهشهادت رسيد. (23)
ج اسامه بن زيد و فرماندهى لشكر
پيامبر اكرم(ص) در روزهاىپايانى زندگىاش مسلمانان را براى جنگ با روم بسيج كرد. افسرانارشد و بزرگان مهاجر و انصار و شيوخ عرب در آن سپاه حاضربودند. پيغمبر(ص) براى مشاهده سپاه به خارج شهر رفت و با آنكهبزرگان حضور داشتند، اسامهبن زيد را به فرماندهى برگزيد. برخىبر اين انتخاب اعتراض كردند و ناخشنود شدند. رسول اكرم(ص) ازشنيدن سخنان آنان خشمگين شد.منبر رفت و پس از ستايش خداوند فرمود: مردم، اين چه سخنى استكه بعضى شما در باره فرماندهى اسامه مىگوييد؟ اگر شما امروزبه فرماندهى اسامه معترضيد پيشتر در باره فرماندهى پدرش نيزاعتراض كرديد. به خداوند سوگند، ديروز زيد بن حارثه براىفرماندهى لشكر شايسته بود و امروز فرزندش اسامه شايستگى دارد.بايد همه شما از او اطاعت كنيد. (24)
3
روش محبت و رفاقت
محبت داروى بىنظير بسيارى از دردهاست. محبتبسيارى مشكلاتعاطفى و اجتماعى را از ميان مىبرد. محبت موثرترين شيوه تربيتىاست. جوان كانون عاطفه و احساسات است و تشنه محبت صادقانه. (25) ايجاد رابطه عاطفى و صميمى در تربيت او بسيار سودمند است. درطريق تربيت، تندى، سختگيرى و فشارهاى روانى نه تنها مفيدنيست، بلكه سبب رنجش جوان و لجاجتبيشتر او مىشود. جوانى،بويژه آغاز آن، زمان دوستى و دوستيابى است و جوان شديدا ازدوستان خود تاثير مىپذيرد. اين ويژگى ايجاب مىكند كه والدينفرزندان خود را در انتخاب دوستان صالح يارى كنند و مهمتراينكه خود براى او دوستى صميمى باشند، آنها بايد ضمن انجامدادن وظيفه پدرى و مادرى، دوستانى خوب و صميمى براى جوانشانباشند. محبت و رفاقت صميمانه با فرزند چنان مهم است كه امامصادق(ع) آن را راه درست تربيت در هفتساله سوم زندگى مىداند.آن حضرت مىفرمايد: بگذار فرزندت هفتسال بازى كند; هفتسال اورا با آداب و روشهاى مفيد تربيت كن و در هفتسال سوم ماننددوست صميمى با وى همراه باش.» (26) 4 روش موعظه
موعظه از شيوههاى موثر در تربيت فرزندان جوان است. اگر اندرزبا منطق و عطوفت همراه باشد، بسيار موثر و كار ساز است.معصومان(عليهم السلام) از اين شيوه بسيار بهره مىبردند; براىمثال امام سجاد(ع) به فرزندش چنين اندرز مىدهد:
فرزندم، آگاه باش. با پنج گروه همنشين نشوى، سخن نگويى و درمسافرت دوستى نكنى. فرزند عرض كرد: پدرجان، آنان كيانند؟
حضرت فرمود: از همنشينى با دروغگو بپرهيز; زيرا او مانند سراباست، دور را نزديك و نزديك را دور جلوه مىدهد. از رفاقتباگناهكار ولاابالى اجتناب كن; زيرا او تو را به يك لقمه يا كمتراز آن مىفروشد. از دوستى با بخيل بپرهيز; زيرا او درضرورىترين وقتها از يارىات سرباز مىزند. از رفاقتبا احمقاجتناب كن; چون در پىسود رسانى به تو است ولى به خاطر نادانىزيان مىرساند. از مصاحبتبا آن كه قطع رحم كرده بپرهيز; زيرادر كتاب آسمانى مورد لعن و نفرين قرار گرفته است. (27)
على(ع) نيزفرزندش امام حسين(ع) را چنين موعظه كرده است: فرزندم، تو رابه تقواى الهى، در نيازمندى و بىنيازى، و سخن حق، هنگامخشنودى وخشم، و ميانه روى، در فقر و بىنيازى، و عدالت، دررفتار با دوست و دشمن، و كار و تلاش، هنگام نشاط و بىحالى، وخشنود بودن از خداوند، در سختى و گشايش و... سفارش مىكنم. (28)
5-
روش احترام به شخصيت
جوان براى شخصيتخود اهميتبسيار قائل است، هرنوع كم توجهىرا بىاحترامى به شخصيتخود مىداند. و چه بسا واكنش نشانمىدهد. احترام به شخصيت جوان در تربيت او بسيار موثر است. اگرجوان خود را بىمقدار و حقير بشمارد، احساس كند در نظر ديگراناعتبار و جايگاهى ندارد و نزد ديگران از احترام و ارزش برخوردار نيست، تلاش در جهت رشد و تربيتخود را بىثمر مىداند و چهبسا رفتارهاى نابهنجار بروز مىدهد.امام هادى(ع) مىفرمايد: «از شر كسى كه خود را خوار مىداند،ايمن مباش.» (29) مشورت كردن با جوان نشان دهنده احترام به اوست;زيرا سبب مىشود بيشتر براى خود ارزش قائل شود، بيشتر احساسمسووليت كند و در نتيجه در راه تربيتخود بيشتر بكوشد. رسولاكرم(ص) مىفرمايد: فرزندم آدمى در فتسال اول آقا و سروروالدين است، در هفتسال دوم بنده فرمانبردار و در هفتسال سوموزير و مشاور آنان شمرده مىشود. (30)
 
پىنوشت ها:
1-
الحديث، ج 1،ص 349.
2-
يوسف، آيه 97 و 98.
3-
همان، آيه 92.
4-
بحار، ج 12، ص 280، ح 57.
5-
همان، ح 22، ص 385 و ج 67، ص 159 و ج 6، ص 130 و 131.
6-
همان، ج 7، ص 305، ح 78.
7-
كنز العمال، ج 15، ص 776.
8-
بحار، ج 71، ص 353، ح 28.
9-
همان، ج 1، ص 214، ح 16.
10-
ميزان الحكمة، ج 5، ص 8.
11-
وسائل الشيعه، ج 15، ص 194، ح 1.
12-
ميزان الحكمة، ج 5، ص 8.
13-
كنز العمال، ج 4، ص 217.
14-
ميزان الحكمة، ج 5، ص 6.
15-
بحار، ج 72، ص 105،(پاورقى).
16-
مستدرك الوسائل، ج 2، ص 625.
17-
گفتار فلسفى جوان، ج 1، ص 129.
18-
همان، ص 132.
19-
ميزان الحكمة، ج 5، ص 6.
20-
گفتار فلسفى جوان، ج 1، ص 136.
21-
همان.
22-
بحار، ج 100آ ص 92- 94.
23-
همان، ص 89.
24-
همان، ص 344 و 345.
25-
همان، ص 21- 23.
26-
وسائل الشيعه، ج 15، ص 194 و 195.
27-
گفتار فلسفى جوان،ج 1،ص 457.
28-
تحف العقول، ص 64.
29-
همان، ص 483.
30-
گفتار فلسفى جوان ج 1،ص 441.
 
ماهنامه كوثر شماره 25

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 13:24  توسط یزدان  | 

باور مهدي موعود(عج)

 آيا باور ظهور منجي جهاني در همه اديان وجود دارد؟

پروفسور آلبرت انيشتاين، اين گونه اظهار مى كند: فرا رسيدن آن روزى كه در جاى جاى جهان، صلح و صفا حكومت كند همه اعضاى جامعه بشرى با يكديگر دوست و برادر باشند، ديرى نخواهد پاييدو....

 

 

 

 

باور مهدي موعود(عج)

 آيا باور ظهور منجي جهاني در همه اديان وجود دارد؟

 

ايده ظهور منجى بزرگ که با خروج خود، عدل و قسط، گشايش و آسايش را در مقطع پايانى تاريخ حيات انسان، به ارمغان خواهد آورد و به ستم و تجاوز ظالمان در پهنه كره خاكى پايان خواهد بخشيد و دولت كریمه عدل پرور و دادگسترى را بنيان خواهد نهاد، عقيده اى است كه پيروان اديان سه گانه ابراهيمى و بخش چشم گيرى از ساير ملل بدان ايمان داشته و دارند . يهوديان مانند مسيحيان كه به بازگشت عيسى (ع) معتقدند به ظهور يك منجى مى انديشند و همان گونه كه زرتشتيان در انتظار رجعت بهرام شاه اند، نصرانيان حبشى نيز چشم به راه ظهور پادشاه خودتئودور موعود هستند و هندوها نيز به خروج ويشنو دل بسته اند و مجوسى ها به زنده بودن هوشيدر اعتقاد راسخ دارند و بودايى ها منتظر باز آمدن بودا و اسپانيايى ها مترقب بزرگ خود رودريك اند و اقوام مغول هم رهبر خود چنگيز را منجى بزرگ مى شمارند. هم چنين ايده ظهور منجى در مصر باستان هم رواج داشته است، همان گونه كه در متون كهن چينى نيز ديده شده است. (1) دركنار اين حقايق تكان دهنده، تصريحات قابل توجهى ازنوابغ مغرب زمين و انديشمندان آن ديار مى يابيم، مبنى بر اين كه جهان در انتظار مصلح كبيرى است كه سر رشته امور را به دست خواهدگرفت و جامعه بشرى را زير يك پرچم و به دنبال يك هدف، گرد هم خواهد آورد. مانند فيلسوف شهير انگليسى برتراند راسل كه مى گويد: دنيا چشم به راه مصلحى است كه همگان را در سايه يك پرچم و يك شعار متحد سازد.

متفكر ديگر، پروفسور آلبرت انيشتاين، اين گونه اظهار مى كند: فرا رسيدن آن روزى كه در جاى جاى جهان، صلح و صفا حكومت كند همه اعضاى جامعه بشرى با يكديگر دوست و برادر باشند، ديرى نخواهد پاييد. در اين ميان، سخن فيلسوف نامدار انگليسى برناردشار شايان توجه است. وى دركتاب خودبشر و ابرمرد به ظهور يك مصلح بشارت مى دهد. در اين زمينه، استاد بزرگ عباس محمود العقاد مى نویسد : به نظرِ ما ابرمرد مورد نظرِ شار، صرفاً يك فرضيه و امرى ناشدنى نيست و فراخوانى بشر به سوى چنين مصلحى توسط شار از حقيقتى ثابت و واقعيتى اصيل ريشه گرفته است. على رغم وجود مذاهب مختلف اسلامى و تفاوت هاى مهدى در روايات 717 عقيدتى ناشى از آن، همه مسلمانان طبق بشارت رسول اكرم (ص) به ظهور امام مهدى (ع)در آخر الزمان اعتقاد راسخ دارند. بسيارى از علماى اهل سنت، از قرن سوم هجرى تا امروز بدين معنا تصریح كرده اند.

اساساً ميان مسلمانان ديگر پیروان اديان و ملل مختلف، در اصل اعتقاد به ظهور يك منجى در آخر الزمان هيچ گونه اختلافى نيست، هر چند در مصداق آن ميان مسلمانان و ديگران اختلافاتى وجود دارد، ليكن تمامى امت اسلامى بر اين باورند كه اسم مبارك وى محمد و لقب او مهدى است.(2)

پاورقي:

1- المهدیه فی الاسلام سعد محمد حسن ص 43.

2- درانتظار ققنوس، مهدى عليزاده، ص 47.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 23:49  توسط یزدان  | 
آجرک الله یا صاحب الزمان

ایام سوگواری آقا ابااعبدالله الحسین و۷۲ تن از اصحاب ایشان به تمامی شیعیان دنیا تسلیت عرض می کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 19:3  توسط یزدان  | 

به نام عــــــشـــــق!
به نام خــــــــدا    خالق انـســــــان
به نام انـســـــان    خالق غــمــــــهـا
به نام غــمــــهـا    به وجود آورنده اشــــكها
به نام اشــــــــك    تسكين دهنده قـــلبـــها
به نام قـــلبـــها    ايجادگر
عــشــق
و به نام عــشـــق  زيـبـاتريـن خـطـاي انســان !!!

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:38  توسط یزدان  | 
        

 

              آرزو دارم شبی عاشق شوی

                        آرزو دارم بفهمی درد را

      تلخی برخورد های سرد را

     می رسد روزی که بی من لحظه ای را سر کنی

      می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

      می رسد روزی که شبها در کنار عکس من . . .

                نامه های کهنه ام را موبه مو از برکنی . . .  

 

 
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:29  توسط یزدان  | 
 

" ازدواج ، موارد خطر "

 

ازدواج به عنوان سنتی پسندیده در تمامی جوامع در طول تاریخ از جایگاه خاصی برخورداربوده است . شروع زندگی مشترک روزنه ای بر ارضای نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی می باشد ، با این حال بنا به دلایل متعدد امروزه بسیاری از ازدواجها به طلاق منجر می شود . نگیزه های افراد برای تشکیل زندگی مشترک، متعدد است ، بعضی از این انگیزه ها به دلیل ناهمخوانی با واقعیتهای زندگی زناشویی محکوم به شکست می شود . در این مطلب سعی ما بر این است تا به به انگیزه هایی که احتمالا به شکست در زندگی مشترک(طلاق) منجر می شود ، نظری افکنده بیفکنیم .
1-   ازدواج به منزله پاسخی به منتهای خانواده:
ازدواج در بسیاری از خانواده ها به عنوان یک سنت محسوب می شود، خصوصاً زمان ازدواج فرزندان ، در تعدادی از خانواده ها از قواعد خاصی تبعیت می کند .

مثلاً بعضی از والدین اعتقاد دارند که فرزندانشان در سنین پایین تشکیل زندگی مشترک دهند .
با توجه به مشکلات متعددی که در مسیر یک زندگی مشترک وجود دارد تبعیت از این باورها مخاطراتی را برای فرزندان امروزی به دنبال خواهد داشت .
2-   ازدواج به منظور فرار از تنهایی:

انسان موجودی اجتماعی است ودروجود او تعامل با دیگران در ارضای نیازهای انسانی سهم شایسته ای دارد . به همین خاطر بسیاری از افرادی که بنا به دلایل متعدد ، تنها زندگی می کنند و یا در عین حال که با خانواده خود زندگی می کنند احساس تنهایی می نمایند . گاهی برای کنار آمدن با این خلأ احساسی، به فکر تشکیل زندگی مشترک می افتند. به طور قطع ازدواج راهی به سوی تعامل، تبادل احساسات و همدردی محسوب می شود و این فرآیند به ایجاد رضایت در انسانها از زیستن با هم می افزاید. اگر احساس تنهایی ، ناشی از ضعف مهارتهای اجتماعی فرد در تعامل با دیگران باشد و یادلایل شخصیتی و ابتلاء فرد به اختلالات روانی سبب به وجود آمدن چنین حالتی در او شده باشد ، در چنین شرایطی ازدواج راه حل مناسبی برای کنار آمدن با این احساس نیست.

 

3-   ازدواج به منظور جبران کمبودهای شخصی:

گاهی افرادی که در شرایط سختی زندگی می کنند و امکانات موجود نیازهای ایشان را ارضا نمی کند ،  برای جبران این خلاء ، اقدام به ازدواج می کنند. مثلاً دختری که در یک خانواده فقیر زندگی می کند ، ممکن است پیشنهاد ازدواج با یک فرد ثروتمند را به راحتی قبول کند .

 

4-   ازوداج به خاطر ارضای نیاز جنسی:

ازدواج در جامعه ، شیوه پسندیده ای در جهت ارضای نیازهای جنسی است . با این حال ارضای این نیاز در جامعه ، منوط به ازدواج نمی باشد . متاسفانه در جامعه ما ازدواج برای جوانان به دلیل مشکلات عدیده، بسیار دشوار شده است ، همچنین عدم وجود شرایط خاص برای حل نیازهای غریزی افراد از طریق شرعی و قانونی ، تبعات خاص یا زمینه پژمردگی احساسات غریزی را به وجود آورده و یا این نیاز را به سمت و سویی غیر از جهت اصلی آ ن منحرف ساخته است . این بن بست مضاعف ، موجب می شود که تعدادی از جوانها به دلیل فشار غرایز جنسی ، تن به مسئله ازدواج بدهند و این وضع در کوتاه مدت به دلیل مهیا نبودن سایر عوامل به جدایی زوجین منتهی می گردد .

 

5-   ازدواج به منظور داشتن فرزند:

دربعضی اوقات ، ازدواج به عنوان راهی برای والد شدن محسوب می شود . برخی به خاطر نیاز غریزی به داشتن فرزند و ارضای این نیاز به ازدواج گرایش پیدا می کنند . چنین انگیزه ای بدون در نظر گرفتن سایر عوامل در تشکیل زندگی مشترک تبعات منفی را به دنبال دارد .

 

6-   پذیرش انتظارات اجتماعی:

امروزه در رسانه های گروهی جامعه ما ، به طور مستقیم و غیر مستقیم، تلاش برای ورود جوانها به زندگی مشترک دیده می شود، چنین روندی بدون در نظر گرفتن ملاحظات متعدد، گاهی به گرایش جوانها به ازدواج و در نهایت به دلیل فراهم نبودن شرایط لازم جهت ادامه زندگی مشترک ، به جدایی زوجین منتهی می شود .

 

7-   رفع مشکل بیکاری:

درجامعه ما بنا به دلایل متعدد، از جمله شرایط استخدام در برخی از مشاغل، متاهل بودن ِ متقاضی است . لذا گاهی این شرایط موجب شکل گیری ازدواج در بین جوانها می شود که در بعضی اوقات به دلیل تداوم بیکاری و عدم کسب شرایط مناسب ، موجب جدایی زوجین می گردد .

 

8-   ازدواج به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر:

گاهی انگیزه اصلی در تشکیل زندگی مشترک ،عشق به فرد مقابل و نیاز روان شناختی به زیستن با فرد مقابل نیست ؛  بلکه وی وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر می شود . مثلاً خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند ، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامه زندگی مشترک در خارج با وی ازدواج کند ولی بعد از ورد به کشور خارجی ، در مدت کوتاهی از شریک زندگی اش جدا می شود .

 

9-   ازدواج به خاطر بالارفتن سن:

امروزه ، بنا به دلایل متعدد، سن ازدواج در بین جوانها بالا رفته و این مشکل خصوصاً برای دختران جامعه به خاطر مسائل فرهنگی استرس های متعددی را به دنبال داشته است . لذا گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن والدین، کاهش شور زندگی و .... صورت می گیرد . در چنین فضایی امکان سازگاری با مشکلات زندگی ، ضعیف بوده و در نهایت ضریب ریسک این ازدواجها بالا می باشد .

 

10-  ازدواج به خاطر نجات یک انسان:

گاهی انگیزه فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و دلایل دیگراست. مثلاً دختری که وابستگی شدید به پسری دارد ، مسئولیت زندگی وی از جمله کار، مسکن و مسائل مالی را می پذیرد . چنین انگیزه هایی بعد از مدتی کوتاه  رو به خاموشی می رود و در نهایت زندگی مشترک را با بحران مواجه می سازد .

 

11-  ازدواج به خاطر رفع بحران:

گاهی ازدواج به دلیل آسیب دیدگی جنسی ناخواسته، اتفاق می افتد. به این معنی که طرفین برای حمل این مشکل به ازدواج تن می دهند، چنین شرایطی بدون آمادگی لازم جهت ورود به این فضا، مخاطراتی را به دنبال دارد که در نهایت حداقل آن احساس به تله افتادن و حس اجبار به ازدواج با یکدیگر است . چنین شرایطی خطر پذیری فزاینده ای برای ادامه زندگی مشترک ایجاد خواهد کرد .

 

12-  ازدواج به خاطر فرار از مشکلات خانوادگی :

گاهی انگیزه افراد برای ازدواج به دلیل دوری آنها از محیط استرس زای خانواده از جمله درگیری والدین، اعتیاد والدین، سوء رفتار جسمی و جنسی، بی توجهی، طرد و خشونت و موارد دیگر است . در چنین شرایطی افراد آمادگی روان شناختی لازم جهت ارزیابی متقابل را نداشته و در نهایت احتمال آسیب زا بودن این رابطه بالا می باشد .

13-  ازدواج به خاطر عشق:

گاهی دو نفر ، چنان علاقه ای به یکدیگر پیدا می کنند که گمان می برند به راستی عاشق هم هستند . وقتی هیجان ، با سرعت چشمگیری در روابط پیش برود ، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود پیش نمی رود، زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشتهاست.صراحت ، صداقت و اعتمادی که لازمه یک رابطه محکم است احتیاج به زمان دارد . یک آشنایی سریع، هر چقدر هم که هیجان آور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار می آورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی اشتباه می شود ، به همین دلیل ازدواج هایی که در کوتاه مدت اتفاق می افتند ، مخاطراتی را به دنبال خواهند داشت .

14-  ازدواج به خاطر فرار از یکنواختی زندگی:

گاهی افراد بدون آگاهی و آمادگی لازم وارد یک زندگی مشترک می شوند و پس از مدتی احساس از دست دادن آزادیهای فردی و یا احساس در دام افتادن می کنند، ازدواجهایی که درآن انگیزه مزه کردن زندگی مشترک ، بدون توجه به سایر مؤلفه ها وجود دارد ، اغلب مخاطراتی را به دنبال خواهد داشت .

1۵-   ازدواج به دلیل برداشت غلط از مفاهیم :

افراد در دوران نامزدی ممکن است به فاش سازی مسائل شخصی خود بپردازند که گاهی بی توجهی به محتوای مطالب ابراز شده مشکلاتی را به دنبال دارد . مثلاً مردی به نامزدش می گوید که اعتیاد دارد ؛ اما زن می گوید چون با صداقت این موضوع را گفته من همسر او می شوم و بعد از ازدواج این مسائل ایجاد مشکل خواهد کرد.

1۶-   ازدواج به مفهوم پذیرش جبر:

تعدادی از جوانان، خصوصاً آنهایی که نگرشهای سنتی دارند گاهی ازدواج با فرد مقابل برایشان موضوعی از پیش تعیین شده محسوب می شود . در جامعه ما ، گاه این فرآیند با عنوان«قسمت» شناخته می شود، لذا این تصور وجود دارد که خواستگار فرد در واقع شخصی است که انگار مقدر شده است با او زندگی کند . چنین طرز تفکری جزء آسیبهای پیش از ازدواج محسوب می شود .

17-دوران کوتاه نامزدی:

دوران نامزدی حداقل ، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم می آورد . تعدادی از افراد در این دوران متوجه تفاوتهای بسیاری بین خود و فرد مقابل می شوند یا در این دوران متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر می شوند ، اما به رغم وقوف به این مسائل ، بنا به دلایل فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بی آبرویی و از دست دادن حیثیت خود قلمداد می کنند تن به ازدواج می دهند چنین تجاربی در زندگی مشترک، بسیار بحران زا بوده و احتمال جدایی زوجین قابل پیش بینی است  .

18-  در کل احتمال آسیب زا بودن ازدواج افراد با شرایط زیر قابل پیش بینی است :

-ازدواج دو فرد با فرهنگهای کاملاً متفاوت.

-ازدواج در سنین پایین زیر 20 سال

-تفاوت سنی زیاد بین زوجین مثلاً 15تا20سال

-بالاتر بودن سن دختر از پسر ( زن از مرد)

-ازدواج یک مرد با زنی بیوه یا مطلقه

-ازدواج دختر با مردی که از ازدواج پیشین خود فرزندی دارد .

-ازدواج دو فرد مطلقه که دارای فرزندان بزرگسال می باشند .

-ازدواج افرادی که فاصله طبقاتی بسیار زیادی با هم دارند .

-ازدواج دختری برخوردار از تحصیلات دانشگاهی با پسری که از لحاظ تحصیلی پایین است .

-ازدواج با فرد معتاد به مواد مخدر

-ازدواج با شخصی که قبلاً ازدواج های متعددی داشته است .

-ازدواج با فردی که خانواده اش شدیداً مخالف این وصلت هستند .

-ازدواج بدون داشتن اطلاعات کافی از موقعیت فردی ، خانوادگی و اجتماعی شخص مقابل .

-ازدواج با فردی که ثبات شغلی نداشته و به دلیل مسائل شخصیتی خاص ، قادر به سازگاری در محیط کار نیست .

-ازدواج با دختر یا پسری که هنوز دانشجو است و از ثبات اقتصادی، شغلی و فکری لازم برخوردار نمی باشد .

19. ازدواج به خاطر جذابیت ظاهری

:اهمیت جذابیت جسمانی به عنوان یک عامل مهم در دوستی ها و مناسبات اجتماعی، غیر قابل انکار است . به نظر می رسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند ، رفتارهای پسندیده تر و ویژگیهای شخصیتی زیبایی هم  داشته باشند . به خاطر چنین تصوری ، تعداد زیادی از دختران و پسران مجذوب جذابیت جسمانی هم می شوند . زمانی که اهمیت این عامل درمعیارهای  افراد برای تشکیل زندگی مشترک بدون توجه به عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ می شود ، ضریب خطر پذیری چنین ازدواجهایی نیز طبیعتاً بالا خواهد رفت .

در پایان باید به نکته اشاره کنیم ، که مسائل مطرح شده فوق به صورت مطلق تأثیر گذار نبوده و موارد استثنا هم وجود دارد .

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 21:4  توسط یزدان  | 

 

   دوستت دارم....

هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته

 دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته

 هرجا بودی یادت نره یه بیت جا مونده داری

یه هنجره پر از غزل تو غیبتت تو ساکته

 تو ای عزیز هرجا بودی طنین این صدا بودی

 برای زنده بودنم نفس بودی هوا بودی

 قدم قدم تو جاده ها دلیل رفتنم شدی

تو خود تنم شدی حتی اگه جدا بودی

هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته

دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته

 فقط خیال ناز توست که این سکوت رو میشکنه

 دست نجیب تو فقط تار دلم رو میزنه

هرجا بودی یادت نره دلم اسیر خواستنه

 وقتی نباشی کاره من روز و

دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 1:23  توسط یزدان  | 

اي كاش دوستيها آنقدر واقعي بود كه انسان را وادار به دوباره زيسيتن مي كرد

اي كاش حرفها خالصانه بود. به دور از هر گناه و نفرت و دشمني

اي كاش حرفهاي زبانمان سكوت و نگاهمان گويا بود

اي كاش دوستي را در چارچوب چند ورق كاغذ نمي دانستم

اگر اينچنين بود و اگر اين اي كاشها واقعي بود

دنياي ما چقدر زيبا بود

دنيايي كه با قلبهاي پاكمان و اميدهاي تازه مان

و با دلهاي كوچكمان ساخته شده

اما

به خوبي مي دانم كه اين اي كاشها  سرابي بيش نيست....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 1:12  توسط یزدان  | 

                      گفتم اگه لیاقت داشته باشم ختم قران برگزار کنیم  

به به چه بوی خوشی میاد. بوی ماه رمضان. ماه مهمانی خـــدا، ماه ضیاقت العشق،ماه بزم

 و عاشقی ، ماه . . .  دعوتنامه هم که فرستاده.همـه رو به این مهمونی دعوت کرده .

باید کم کم آماده بشیم بریم مهمونی. حیفه به ایــن مهمونی دیر برسیم. آخه این مهمونی

 با همه ی مهمونیها فرق می کنه . چـــرا ؟؟؟ خب معلومه چرا ،

 چون توی این مهمونی  برای  صاحب مهمونی

دعوت  شده هااصـلا فرق نمی کنن.همه جورآدمو دعوت کرده ازفقیر تا غنی ،سیاه وسفید،

 کوچیـک و بزرگ ،پیر و جوان ، از آدم خوبا تا آدم بدا ، از . . .  خلاصه همه هستن .چه

مهمونـــی باصفاییه .فکرشو بکن ! از دست ندیم

" شاید امسال اخرین مهمانیمون باشه"  ..........

خدایا توفیق عبادت و بندگی و دوری از گناه به ما عنایت بفــــرماااااااااااا 

 خدايا به داده و نداده و گرفته ات شکر

  که داده ات نعمت است

نداده ات حکمت وگرفته ات امتحان

 التماس دعااااااااااااااااااااااااا 

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 2:41  توسط یزدان  | 
خدایا سخت محتاج درگاه تو ام بهترین چیزی که میتوانم در این ماه عزیز رمضان بگویم این است اللهم عجل الولیک الفرج خدایا از دوری دوست به تنگ امدم خدایا چرا او را نفرستی که تسکین بخش دل بی درمان من باشد خدایا در فراق دوست بودن چه بسیار سخت است چرا کلمه انتظار را در وجودم کنجاندی منی که نمی توانم دوریش را تحمل کنم یا مهدی تو از خدایمان بخواه که فرجت را هر چه نزدیک تر بفرمایید سخت دراین لحظات عرفانی محتاج خدایم در آخر خدایا من را بخشش از گناهانم مرا ببخش از بدی هایم مرا عفو کردان ای ستار العیوب ای پوشاننده ی گناهانم خدایا تو که میدانی گنه کارم ولی بازم مرا پذیرای خودی خدایا تمام مریضهایی را که سخت محتاج تو اند شفای عاجل عنایت بفرما خدایا تا نرا نیامرزیدی از این دنیا مبر هر چند که این دنیا با تمام فریب هایش انسانهای خام را اسیر خود میگرداند

این بنده ی حقیرت را ببخش گناهانم بریز آبرویم مریز  خدایا به این بنده ی گناهکارت توفیق عبادت و بندگی را در این ماه عزیز بگردان خدایا تمام جوانان این میهن عزیز را در پناه خودت حفظ بگردان خدایا مگذار حق مظلومی پایمال شود خدایا رهبر عزیز کشورمان را در زیر سایه خودت و آقا امام زمان (عج) حفظ و محفوظ بگردان و یاریش کن که دستگیر ضعیفان و مستمندان باشد امید روزی که من باشم و این انتظار به پایان برسد اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم عجل الولیک الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 22:56  توسط یزدان  | 
حلول ماه مبارک رمضان ماه ضیافت الله را به تمامی مسلمین جهان تبریک عرض میکنم انشاالله که به توانیم از برکات این ماه عزیز بهره کافی دنیوی و اخروی را ببریم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 8:58  توسط یزدان  | 

امام حسین (ع)

 

حسین ای نور تابنده                         حسین ای بر خدا بنده

          حسین ای تا ابد زنده                       مراد و ماه تابنده

پیامبر فرمود : حسین مِنّی و أنا مِن حسین احَبَّ اللهُ مَن اَحبَّ حُسینا

حسین از من و من از حسینم خداوند هر کسی که حسین را دوست بدارد دوست می دارد.

امام حسین علیه السلام فرزند دوم امام علی (ع) و فاطمه زهرا (س) است.

(صحیح ترمذی، ج2 .ص307)

که سال سوم یا چهارم هجری برابر سوم شعبان در شهر مدینه چشم به جهان گشود. وقتی متولد شد جبرئیل از طرف خداوند نزد پیامبر اکرم (ص) آمدو فرمود : نام او را شبیر بگذار پیامبر (ص) به جبرئیل فرمود : زبان من عربی است جبرئیل فرمود : نام او را حسین بگذار.

مدت امامت حضرتش 10 سال می باشد و از القاب آن حضرت : سیدالشهداء و ثارالله است.

سلمان گوید: دیدم حسین بن علی (ع) روی زانوی پیامبر نشسته بود و پیامبر او را می بوسید و می فرمود: تو امام ، فرزند امام و پدر امامان هستی ، که نه تن از ایشان از نسل تو هستند و نهمین آنان قیام کننده آنان است.       (مناقب آل اب طالب. ج2. ص195)

 

نکته ای از سیره امام حسین علیه السلام :

شخصی در محضر امام حسین (ع) گفت: نیکی کردن به نا اهل ضایع می شود . امام فرمود: چنین نیست ، احسان همانند باران تندی است و به نیک و بد می رسد یعنی آثار احسان و نیکی در حق دیگران در هر صورت شامل انسان می شود اگرچه احسان شونده ناسپاسی نماید.                                 (تحت العقول، بخش مربوط به امام حسین)

 

امام سجاد (ع)

گرچه به فرش است جای حضرت سجاد             عرش بود خاک پای حضرت سجاد

روح الاهنیش ثناگر است و دعاگو                       هر که بگوید ثنای حضرت سجاد

خاک نه تنها که جمله عالم و آدم                        خلقت او شد برای حضرت سجاد

زنده شود دردمی هزار مسیحا                             از هست جانفزای حضرت سجاد

جست رضای خدای را به حقیقت                      هر که بجوید رضای حضرت سجاد

نام معصوم ششم علی است. او فرزند حسین بن علی بن ابیطالب ملقب به سجاد و زین العابدین است. امام سجاد علی السلام چهارم شعبان سال 38 هجری در مدینه ولادت یافت ایشان با فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام (عموی بزرگوار خود) ازدواج نمود سن شریف حضرت در کربلا بنا به وصیت و امر رسول خدا به امامت رسید 24 سال بود مدت امامتشان 35 سال طول کشید مادرشان زن پاکدامن، مشهور به شهر بانو دختر یزدگرد ساسانی ، آخرین پادشاه ساسانی ایران است.

حضرت زین العابدین در مدت امامت خود جهت تعلیم و تعلم مردم از طریق دعاهایی که مجموعه آنها در صحیفه سجادیه گرد اوری شده است اقدام به نشر معارف اسلامی نموده اند ، صحیفه سجادیه مشتمل بر 57 دعاست که به (زبور آل محمد) نیز مشهور است. امام سجاد همیشه مانند کسی که آخرین نماز خود را به جای می آورد نماز می گزارد. اثر سجده در تمام مواضع هفتگانه ایشان نمایان بود و از این جهت سجاد نامیده شد.

 

پرتوی از سخنان آن حضرت :

- نگاه مومن به چهره برادر مومن خود از روی دوستی و محبت عبادت است.

(تحت العقول، 282)

- از دروغ کوچک و بزرگ پرهیز کنید چه جدی یا شوخی.           کافی، ج2 . ص338

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 8:54  توسط یزدان  |